• امروز : پنج شنبه - ۲۴ خرداد - ۱۴۰۳
  • برابر با : Thursday - 13 June - 2024

::: آخرین مطالب

احمد دهقان آرامگاه فردوسی بازگشت به انتها از ازل تا ابد مروری کوتاه بر وقایع ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ برای صیانت از نام خلیج فارس نیازمند عزم ملی هستیم درباره پوشش و لباس زنان در جزیره کیش درنگی بر حق حاکمیت ایران بر جزایر تنب و ابوموسی پیشینه تاریخی رادیو در تهران سینما صنعتی زندگی و مرگ افشار طوس پارسه بازشناسی نمادهای انسانی نوروز سیمای جهانی نوروز ایرانی نمادشناسی سفره هفت‌ سین و نوروز نوروز، جشنِ رستاخیز نظام اسطوره‌ای نوروز جشن آتش‌ افروزان درس‌ گفتار تئاتر شهر و عناصر پیرامونی حواس پرتی درس گفتار سینما و سینماداری در خیابان لاله‌زار کلیمیان ایران مشروطه ایرانی تکیه دولت، آغاز تا سرانجام تکیه دولت دفتر شناخت محله اودلاجان دفتر راهنمای تخصصی خانه موزه مقدم شناخت‌نامه | میرزاده عشقی درس گفتار کوچه اتابک دفتر راهنمای تخصصی موزه ایران باستان درس گفتار کوچه دندانساز درس گفتار باغ علاءالدوله جمع‌خوانی درباره تهران درس‌ گفتار کوچه پشت شهرداری درس گفتار باغ لاله‌زار سفرنامه مصور ناصرالدین شاه به فرنگ ایران و ظرفیت پنهان گردشگری شیعه اصول رهبری استراتژیک همچنان نیازمند گفتگو هستیم مروری کوتاه بر وقایع ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ پرونده ویژه «خیر قرآنی» را در فصلنامه آوای خیر ماندگار بخوانید چهار عنوان کتاب با موضوع تاریخ تهران منتشر شد تهران چیست و تهرانی کیست؟ روی خط تردید مهاجرت، عامل بقا و زوال تهران است نشست تخصصی شناخت باغ لاله‌زار برگزار شد. خانه ارغوان ارگ کریم‌خان زند سیمای معماری شهری تهران قطار مرگ

10
گفتگوی مرتضی رحیم نواز با احسان شریعتی

چرا یادمان ۱۶ آذر، هویت بخش جنبشِ دانشجویی است؟

  • کد خبر : 615
  • 15 آذر 1400 - 1:50
چرا یادمان ۱۶ آذر، هویت بخش جنبشِ دانشجویی است؟
بهانه گفتگو با دکتر احسان شریعتی بسیار است. نگاه ژرف و جامع او به مسائل باعث شده تا در حوزه‌های مختلف و گاه متفاوت بتوان پای صحبت‌های او نشست. دیدار و گفتگو با ایشان برای من همواره ارزشمند و مغتنم است به ویژه وقتی سخن از جنبش دانشجویی به میان آید. دکتر احسان شریعتی به سبب نسبتی که با یکی از شهدای واقعه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ دارد، بیش از هر کس دیگر به منابع دست اول دسترسی دارد. خوانش او از این ماجرا نیز بایستی مهم قلمداد شود. با او گپی کوتاه در باره این روز و ماجراهای پس از آن داریم.

  • در ابتدا خواهشمندیم تحلیل خود را از چیستی و چرایی واقعه ۱۶ آذر بیان کنید.

پس از کودتای انگلیسی – آمریکایی در ۲۸ ماه مرداد، یکی از کانون‎های ملتهب مقاومت دانشگاه است. که از این منظر همواره زیر نظارت شدید قرار داشت و این تدابیر همان سال در نهایت به دخالت نظامی در آذر ماه منجر می‎شود.

از سر اتفاق خود روز ۱۶ آذر دانشگاه فضایی آرام دارد و تظاهراتی برگزار نشده بود. اما ناگهان ارتش و پلیس و نیروی شخصی به دانشگاه وارد شده و به بهانه تمسخر کردن یکی از سربازان توسط دانشجویی، خواستار بازداشت او سر کلااس می‌شوند. استادها به اعتراض کلاس‌های درس را تعطیل کرده و کار به مداخله مستقیم ریاست دانشگاه می‎کشد. تیراندازی همزمان با ورود دانشجویان به کریدور دانشکده فنی آغاز و بر اثر آن چند تن از دانشجویان زخمی می‎شوند. در این منازعه مشخصا سه نفر به شهادت می‎رسند. یکی از این شهدا مهدی شریعت رضوی است که دایی ما بود. و به همین دلیل است که ما با جزییات این واقعه آشنایی داریم. از آن زمان خانواده هر سال بر مزار شهدا حاضر می‌شود و بزرگداشت ایشان را تکرار می‎کنند.

احمد قندچی و مصطفی بزرگ‌نیا دیگر شهدای این واقعه خونین هستند. این شهدا هر سه از فعالین دانشجویی بودند. البته باید متذکر بشوم که دایی ما بر خلاف دو شهید دیگر توسط سرنیزه یک سرباز زخمی شده و در نهایت بر اثر خونریزی و معالجه نشدن به موقع به شهادت می‎رسد. دفترچه یاداشت ایشان که اثر سرنیزه در آن مشهود است، همچنان نزد خانواده حفظ شده است. شرح ماجرای شهادت این سه تن را دایی بزرگ ما دکتر رضا شریعت رضوی در کتاب خاطراتشان درج کردند. ایشان چون دیر به به بیمارستان منتقل می‎شوند به شهادت می‎رسند. هم اکنون مزار هر سه در امامزاده عبدالله شهر ری (صحن دانشجو) قرار دارد. البته ابتدا یکی از این شهدا به آرامستان خاوران برده شده بود که بعد به مکان فعلی منتقل شد تا در کنار دو همکلاسی خود آرام بگیرد.

پس بنابراین در شرح واقعه نکته‌ای که باید دانست این که در آن روز اتفاقا دانشگاه به نسبت روزهای پیش آرامتر بود. این پرسش مهمی است که چرا پلیس و نیروی نظامی با قصد بازداشت و سرکوب دانشجویان، وارد محوطه دانشگاه و دانشکده شد و این عمل تحریک‌آمیز را انجام داد. این عمل تحلیل‎های مختلفی را دامن می‎زد.

اینکه برخی معتقدند در این روز فضای دانشگاه آرام بوده است، صحیح می‌باشد. در نقطه مقابل افرادی که می‎گویند ارتش قصد ارعاب و سرکوب داشته نیز درست می‌گویند.

وقتی که نیکسون دو روز بعد وارد کشور میشود و در دانشگاه تهران به او جایزه‎ای اعطا می‎کنند، در همان محلی که این فاجعه رخ داده است، این حرکت برای نیروهای سیاسی حامل پیام روشنی است مبنی بر اینکه رژیم شاه قصد دارد تا با سرکوب و ارعاب حکومت خود را بر جامعه و دانشگاه تحمیل کند. از سوی دیگر به کودتاچیان و قدرت‎های پشتیبان اطمینان دهد که برغم امکان اغتشاش کنترل اوضاع را به دست دارد و به این شیوه می‎تواند اوضاع را به ثبات برساند. طبعا دانشگاه در برابر این رویه‌ی استبدادی موضع انتقادی و اعتراضی دارد و در برابر تجدید رابطه و عقد قراردادهای استعماری با بریتانیا و متحدان امریکایی‌اش واکنش نشان می‌داد. از این زاویه مواجهه حکومت با دانشگاه اجتناب ناپذیر بود و بر همین اساس بود که دکتر شریعتی بعدها زمانی که به دانشگاه اشاره میکند در واکنش به این کشتار و همزمانی آن با اعطاء جایزه به نیکسون آن تعبیر ادبی را به کار می‎برد که گویی حکومت این دانشجویان را به پای نیکسون قربانی کرده بود. هرچند که باید میان نیکسون به عنوان معاون آیزنهاور و نیکسون رئیس جمهور که بر مبنای دکترین او ایران به ژاندارم منطقه تبدیل می‌شود، تفاوت قائل بود. باید بدانیم که خبر ورود او به ایران در همان زمان به هرحال به عنوان معاون رئیس جمهور امریکا در محافل و دانشگاه‎ها پیچیده بود و هر چند انگلیس در واقع ذینفع اصلی نفت در ایران و سقوط دولت ملی بود. اما به دلیل همراهی امریکا با انگلیس در ماجرای کودتا، مورد عتاب نهضت ملی و دانشجویی ایران قرار می‎گیرد و به همین سبب این جنبش در مرحله‌ی بعد بتدریج موضع ضد امپریالیستی امریکایی پیدا می‌کند. این گرایش البته در سطح جهانی به دلیل آن است که آمریکا در سطح جهانی جایگزین انگلیس شده است. و از این مرحله است که سیاست استعماری و نواستعماری در جهان به سردمداری آمریکا اعمال می‎شود و سلسله کودتاهایی که در اقصی نقاط جهان با شروع از ایران با هدایت این ابرقدرت رخ می‌دهد.

  • به نظر شما تحلیل دکتر شریعتی چقدر درست است، وقتی کشته شدگان ۱۶ آذر را قربانیانی می‎داند که مقابل پای نیکسون کشته شدند.

تحلیل دکتر شریعتی همانگونه که گفتیم یک تعبیر تمثیلی و پسینی از واقعه است. هنگامی که ساواک آثار دستبردزده‌اش را بدون اجازه‌ی وی در روزنامه‎ ی کیهان منتشر کرد و شکایت کرده بود. در یادداشتی وصیت گونه می‌نویسد که اگر می‎توانستم خود را جلوی دانشگاه آتش می‎زدم، همان جا که سال‌ها قبل این «سه آذر اهورایی» را «پیش پای نیکسون» قربانی کردند.

دکتر شریعتی بحثش این نبود که دانشجویان آن روز داشتند علیه آمدن نیکسون تظاهرات می‎کردند. چون گفتیم آن روز تظاهراتی در میان نبود. این سه تن هم به طور اتفاقی در تحریک و تیراندازی نیروی نظامی کشته شدند. دانشگاه و دانشجو البته در کلیت مخالف دیکتاتوری و کودتا بود و امریکا را در ماجرای کودتا همدست انگلیس می‌دانست، . البته این تحلیل‎ها بعدها درباره‌ی ماجرا بیش از پیش روشن‌تر می‌شد.

  • آیا می‎توان ماجرای ۱۶ آذر را سرآغاز جنبش دانشجویی ایران تعریف کرد و اساسا چرا این جنبش به یکباره به سمت آمریکاستیزی تغییر جهت داد؟ در حالی که سهم بریتانیا در کودتای ۲۸ مرداد بیش از آمریکا بود؟

خیر، جنبش دانشجویی ایران حداقل پس از شهریور ۲۰ که آزادی‎های اجتماعی نسبی بیشتر فراهم می‌‎شود و دانشجویان این امکان را پیدا می‎کنند که فعالیت‎های صنفی و مطالبات اجتماعی خود را در سطح دانشگاه و جامعه طرح کنند، به وجود آمده بود. بنابراین تحرک سیاسی در جامعه و به تبع آن‌ها جنبش دانشجویی پیش از آن واقعه فعال شده بود. ۱۶ آذر در واقع نقطه آغازین سرکوب خونین جنبش دانشجویی بود. بخش دوم سوال مبنی بر اینکه چرا این جنبش به طرف آمریکاستیزی تغییر جهت داد را توضیح دادم. با علم بر اینکه سهم بریتانیا در استعمار و انجام کودتا در آغاز بیشتر از آمریکا بود.

  • با توجه به شایعه انتساب دو تن از شهدای این واقعه به حزب توده، آیا می‎توان اساسا به این تحلیل حکومت که در نخستین واکنش رسمی خود بیان شد، اهمیت داد که شکل‎گیری این اعتراض را به حزب توده نسبت می‎دهد. با توجه به مستندات تاریخی این برآورد در آن شرایط چقدر صحیح بود و اساسا چرا حکومت تلاش کرد تا توده‎ای‎ها را مسبب این ماجرا معرفی کند؟

این دانشجویان به رغم گرایش‎هایی که به طور طبیعی در آنزمان چپ و عدالت خواهی یا ملی گرایی و آزادی خواهی احزاب و جبهه‌های سیاسی، از جمله توده و ملی، داشتند را نمی‎توان عضو رسمی أحزاب و سازمان‌های سیاسی مشخصی قلمداد کرد. انتساب این افراد به دلیل همین گرایش‎های کلی است که در فعالیتهای درون دانشگاهی داشته اند، و به آن معنا این افراد به عضویت در حزب توده یا حتی جبهه ملی معروف نبودند و از سوی خود آن احزاب و سازمان‎ها هم به عنوان عضو حزب و فعال حزبی مطرح نشدند. به مانند امروز که در بین دانشجویان گرایش‎های مختلفی به نحله‎های فکری و جریانات سیاسی هست، آن زمان هم بین دانشجویان فعالیت‎های سیاسی با سمپاتی‎های چپی یا ملی مرسوم بود. به مانند بزرگ نیا که گفته می‌شد گرایش چپ داشته یا قندچی گرایش ملی یا دایی ما مهدی (آذر) شریعت رضوی در عین حال هم گرایش به نهضت ملی داشت و هم به چپ. اما هیچکدام حزبی نبوده اند. در واقع این رژیم شاه بود که دوست داشت اینها را منتسب به جریان توده‎ای ‎کند تا نشان دهد که کمونیست‎ها دشمن اصلی نظام هستند و به تبع آن تحرک دانشگاه منتسب به قدرت‌های خارجی شود.

  • گروهی از روشنفکران بر این اعتقادند که ۱۶ آذر را بایستی سرآغاز تقلیل نقش دانشگاه به عنوان مرکز تولید علم به یک حزب سیاسی دانست، نسبت این تحلیل با ماجرای ۱۶ آذر تا چه میزان به نظر شما صحیح است؟

در ۱۶ آذر، جدا از جنایتی که رخ داد، موضوع بسیار مهمی که اهمیت حقوقی بالا و اصلی را دارد، پدیده‌ی تجاوز نظامی به صحن و ساحت دانشگاه است و سرکوب دانشگاه به عنوان نهاد علم و آگاهی و فرهنگ توسط رژیم سیاسی حاکم. این مسئله. موضوع اصلی «روز دانشجو» است. حال چون در آن مقطع تاریخی بحث کودتا مطرح بود، مسایل سیاسی روز مورد و موضوع بحث قرار می‎‌گرفت؛ از جمله مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی. اما از نظر حقوقی نکته مهم این است که به چه دلیل تجاوز نظامی به مرکز تولید علم صورت می‎پذیرد. این نیروی نظامی هم البته گاه نیروی رسمی است، گاه امنیتی و گاه گروه فشار و لباس شخصی ها. این تفاوت البته در صورت اتفاق می‎افتد، در ماهیت فرقی با یکدیگر ندارند. این مسئله است که به ۱۶ آذر و روز دانشجو ماهیت و موضوعیت و فعلیت می‌بخشد. همان که از طرف کل بدنه جنبش دانشجویی، نیروهای مبارز، احزاب، کنفدراسیون حهانی دانشجویان و . . ، مورد تایید قرار می‌گرفت.

پس از انقلاب هم این روز در آغاز تا دوره‌ اصلاحات مورد توجه رسمی قرار نداشت و به آن اهمیت داده نمی‎شد. در بازشناسی این روز، انتسابات و اتهاماتی به آن وارد می‎کنند از جمله آنکه خاستگاه ذهنی و فکری این روز به جریان چپ تعلق دارد و … ؛ در واقع این روز با تاخیر مورد شناسایی، پذیرش نظام قرار می‎گیرد.

  • در روایت شهید چمران و گروهی که بعدها هسته اصلی مبارزات اسلامی بر علیه رژیم به شمار آمدند، روز ۱۶ آذر رژیم یک برنامه مشخص برای سرکوب دانشجویان تدارک دیده بود. در نقطه مقابل افرادی چون بابک امیرخسروی معتقدند این واقعه در نتیجه یک سوتفاهم وعدم خویشتن‌داری ارتش به وقوع پیوست و اساسا نسبت سیاسی دادن به این ماجرا، به بازخوانی‌های سلیقه‎ای بعد از وقوع مربوط است.

روایت شهید چمران درست‌تر است. یک برنامه و خط مشخص وجود داشت. همانگونه که گفتیم در آن روز اصلا فراخوانی برای اعتراض و تجمع صادر نشده بود. چرا باید نیروی نظامی به آن شکل وارد دانشگاه بشود و آن سرکوب و جنایت را رقم بزند. بنابراین اینکه ماجرا نتیجه‌ی‌عدم خویشتنداری نیروی «خودسر» نبود و این ارزیابی صحیحی نیست.

  • به عنوان آخرین پرسش شما نقش ۱۶ آذر را در شکل‎گیری هسته‎های مبارزه سیاسی در میان قشر تحصیل کرده تا چه میزان جدی می‎دانید؟

به اعتبار اینکه جنبش دانشجویی و اساسا دانشگاه نقش مهم و بنیادینی در جنبش سیاسی و مدنی ایران داشته و دارد، در میان مبارزات کارگری، بازار و نیروهای سیاسی ملی و مذهبی و چپ در ایران. و طبعا به ۱۶ آذر به عنوان نماد اعتراض دانشجویان و دانشگاه در برابر استبداد و ارتجاع و استعمار و. . ، اهمیت داده می‎شود. این جنبش پیش از انقلاب و بعد از آن روزهای دیگری را نیز به خود اختصاص داده است؛ برای نمونه می‎توان به ۱۸ تیر سال ۷۸ اشاره کرد. این استمرار نقش‌های نمادینی در حافظه تاریخی مهم هستند. وگرنه خود این وقایع محدود به فعالیت‎های حزبی، تاکتیک‎های مبارزاتی و خطوط و مشی‎های مشخص سیاسی نیستند. به هر ترتیب اهمیت این روزها به واکنش‎ها و تاثیراتی است که بر جامعه می‎گذارند. از جمله همین گفتگو که نشان از مهم بودن موضوع پس از حدود هفت دهه از وقوع ماجرا دارد.

در نگاه کلی این قبیل رخدادها که در حافظه جامعه باقی می‎مانند، نوعی هویت تاریخی به جنبش دانشجویی می‎دهد که این هویت در تاریخ و جامعه تاثیرگذار است. به هر ترتیب و با هر خوانش از این واقعه، آن چیز که مهم است و باید مورد توجه قرار بگیرد؛ اهمیتی است که دانشگاه به عنوان مرکز تولید علم و فرهنگ و آگاهی دارد. این جایگاه باید مصون از تعرض نهادهای دیگر سیاست و دیانت و. . ، باشد و از امنیت و کرامتش در برابر تعرض حوزه‎های دیگر حفاظت به عمل آورد. نه تنها حوزه‌ی سیاست، بلکه حوزه‎های دیگر هم از این قاعده مستثنی نیستند. حتی از تعرض حوزه فرهنگ و نهاد دین و ایدیولوژی‌ها نیز باید آن را مصون نگاه داشت. چراکه این حوزه، نهاد علم، دانایی و آگاهی در جامعه است و حریم و حرمتی دارد که باید از آن صیانت کرد. هر چیز دیگری، ذیل اصل حفاظت از این نهاد قرار دارد و اهمیت آن ولو بسیار زیاد هم باشد، از اهمیت حریم و حرمت نهاد دانشگاه بیشتر نیست. بنابراین تحلیل ما بر این واقعه در مجموع باید تحلیلی حقوقی، علمی، فرهنگی و اخلاقی باشد. به این امید که در آینده بتوانیم از تکرار این فجایع جلوگیری کنیم.


  • این گفتگو برای نخستین بار در پیش شماره دوم دوهفته نامه نیم روز در ۳۰ آذر ۱۴۰۰ منتشر شد
لینک کوتاه : https://rahimnavaz.com/?p=615
  • نویسنده : مرتضی رحیم نواز
  • منبع : هفته نامه نیم روز
  • 1461 بازدید

پیشنهادهای مرتبط

12اسفند
مروری کوتاه بر وقایع ۱۶ آذر ۱۳۳۲
وقایع‎نگاری یک اعتراض:

مروری کوتاه بر وقایع ۱۶ آذر ۱۳۳۲

16آذر
در ۱۶ آذر، هدف ضربه به استقلال و کنش‎گری دانشگاه بود | بخش پایانی
16آذر
در ۱۶ آذر، هدف ضربه به استقلال و کنش‎گری دانشگاه بود | بخش نخست